×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 380

نویسندگان: حسن موسی زاده

عنوان مقاله: شعر شهادت از زبان جانباز استان گلستان

چکیده: فایل word و dpf پیوست میباشد.

سوار بر اسب خاکی خاکی شده ام
پشتوانه ام نسیم
کوله بارم گرد وخاک و
صدایم سوزناک شده است
گاه گاهی هوایم هوای بهار می کند
اما امید تنها جا مانده ای کوله بارم
فکر رهایی زمن ندارد
عقده هایم چه زود دست گرده کرده را زهم باز می کند
ناز نفسم با آن همه کار وتلاش
پیاپی مرا زنده می کند
یک شب میان تیر و خمپاره
این پشتوانه ای نسیم جای خود را به خاک می دهد
اما نفس همان یار همیشگی
بر دل به جای تیر نقش امید می زند
شاخه گلی میان تیر و خمپاره
در آن موج وصدا علم کرده قد
نازم امید را
گویی به باوررسیده که )یک شاخه گل درخت می شود (
سوار براسب خاکی شده ام
تنهای تنها میان خاک
باعشق پرسه میزنم
گاه عشق مرا جذب می کند
گاه خود لگام خویش به دست یار میدهم
یک باغ گل در انتهای راه
سر سبز میشود
پر رنگ می شود
زنبور ها با نیش خود
رنگ بهار سبز را
رنگ گل پر رنگ را
آن قرمزی
آن صورتی
زنبور ها با نیش خود
آنقدر قرمز می مکند
انقدر آی می مکند
تا مشکی شود دیبای گل
سوار بر اسب خاکی شده ام
پشتوانه ام نسیم آری نسیم
یک نسیم هوهو کنان
طوفان به پا خیزد زآن
طوفان شن طوفان خاک
طوفان از نه کندن زنبورها
سوار بر اسب خاکی شده ام
پشتوانه ام نسیم
نه طوفان
می بالم به خود
می بالم به طوفان
پایان...
واژه های کلیدی: شهادت
all right reserved,aliabadiau.ac.ir
تمامی حقوق این سایت برای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علی آباد کتول محفوظ می باشد.